ماجراهای ما و سه تا دخترامون

ما اینجا زندگی میکنیم دلمون میخواد همه از خوشی هامون شاد بشن

سلام امروز طبق هر جمعه رفتیم نارنجستان قوام

چون عکسا زیاده من چیزی نمینویسم

 

ین حیاط و نارنجاشو باید تو عید و اردیبهشت دید زمانی که نارنجا بهار میکنن و دقیقا آدم مست میشه از بوی بهار نارنج

 

 

نقاشی های زیبا روی سقف هر اتاق یک نقاشی متفاوت

 

سقف طبقه ی بالا روی تیرک های چوبی هم نقش زده بودند

این هم همن نقاشی روی تیرک که بزرگ توی سقف اتاق کناریهمون سالن گشیده بودند

 

زیر زمین و به موزه تبدیل کرده بودند

اینم شوخی هفته :ظرف سفالی هزاره ی قبل از میلاد و با چسب نواری چسپوندن

من از طبقه ی بالا عکس تالار آینه رو گرفتم

اینم آناهید خانم خوشکل داشتم عکس میگرفتم دیدم نشسته میگه مامان من (جس )گرفتم بیا ازم عکس بگیر دساشو نگاه

به ما که خیلی خوش گذشت امیدوارم همتون آخر هفته ی خوبیرو گذرونده باشید و هته ی خوبی داشته باشید

ضمنا خانه ی زینت الملک و موزه ی فرش هم توی کوچه ی بقل دست نارنجستانه اگه به شیراز اومدین حتما این جاها رو ببینید این سه مکان توی خیابون (گودَرَبون )نزدیکهای شاه چراغ قرار داره


برچسبها: شیراز , بچه ها , روز نوشت
نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:8 توسط احمد و الهام |

سلام

خوب مثل اینکه من هفته ای یک بار نمیرسم بیام اینجا از هفته ی پیش تا حالا چند تا عکس گرفتم نمیرسم بزارمشون

خوب جمعه ی پیش بچه ها رو بردم بلوار چمران ما وسط شیراز یه رودخونه ی خشک داریم که یه قسمتیشو سد بستن دریاچه درست کردن پر از اردک و مرغ دریایی 

چند وقت پیش به بچه ها گفته بودم میبرمتون ببینید ولی متاسفانه سدو به خاطر بارون باز کرده بودند و ما فقط با کلی آشغال ته رودخونه روبرو شدیم البته اردکا بودند +مرغای دریایی

اینم عکس

بعد بردمشون ارگ کریمخان هم داخل ارگ و دیدیم و کلی بچه هاذوق زده شدن هم بعدش فالوده خوردن

اینجا داخل حیاط ارگ

اینم حمام کریمخانی

این ژله رو قبلا درست کرده بودم دستور هم گذاشتم دوباره تو هفته برای بچه ها درست کردم

دیروز الناز باید یه کاردستی میبرد که انرزی ها رو به هم تبدیل کنه من میخواستم آهنربا براش درست کنم چون کویز داشت و کلاس زبان و داشتم امتحان میکردم ببینم میشه با کلید هم آهنربا ساخت دیدم سیم داغ شده و خلاصه به جای آهنربا المنت ساختیم و خلاصه نتیجه هم گرفتیم که کلید آهنی نیست

بقیه ی عکسای ارگ کریمخان و توی یه پست جدا گانه میزارم

آخر هفته ی خوبی داشته باشید

آرتین و آنجلای عزیزم آدرس وبلاگی که دادین و نمیتونم باز کنم لطف کنید آدرس دیگه ای برام بزار آدرس وب کاوه هم گم کردم میشه اونم برام بزارید


برچسبها: بچه ها , روزنوشت
نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:15 توسط احمد و الهام |

سلام  بازم من دیر کردم واقعا گرفتارم  بچه ها دارن با پسر عموشون کیارش بازی میکنن این عکس هم تازه از تنور درومده

 دیروز آرزو  دوست عزیزم بهم گفت وقتی عکس بچه ها رو میزاری آدم یادش میاد زندگی جریان داره راستش خودم هم مدتیه یادم رفته بود دوباره یادم اومد

آرزو جان ممنون که زنگ زدی روزمو به خیر کردی حسابی


برچسبها: بچه ها
نوشته شده در پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعت 16:48 توسط احمد و الهام |

سلام بالاخره درست شد الان ذوق زده هستم ولی وقت مطلب گذاشتن ندارم امشب بهعد از خوابیدن وروجکا میرسم خدمتتون

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 18:10 توسط احمد و الهام |



      قالب ساز آنلاین